به نام خدا
غزل عاشقانه ی برای نهال / محراب قلی پور
همچو ماهی ، درون شب هایم
میدرخشی و نور می تابی
از تو مست و همیشه مخمورم
عشق من ، جام باده ی نابی
انتظاری که پیر کرده مرا
روزگاری تمام خواهد شد
من همیشه به خواب می بینم
آن شبی را که پیش من خوابی
نام زیبای تو، که قلبم را
می کشاند به سوی زیبایی
دختر دلبر غزل هایم
مثل نامت همیشه جذابی
نور روز و فروغ شب هایم
مهربانم ، امید فردایم
از تبار و نژاد خورشیدی؟
یا که از خاندان مهتابی؟
با تو تنها عمیق می خندم
با تو هر قصه ای تماشایی ست
عکس زیبای تو به دیوار و
صاحب خنده های در قابی
عشق تو ریشه و وجود منِ
خسته از غربت و غمی دائم
عشق زیبای من ، فدای تو که
تک نهالی ، به قلب محرابی
محراب قلی پور