هوای آمدنت ، شور شعر شب هایم
که نام توست همیشه ، به روی لب هایم
شبیه هم شده نام من و تو در دنیا
تویی یگانه و من هم شبیه تو ، تنها
خدا بخواهد اگر می رسم به آغوشت
چه روزهای قشنگی که شد فراموشت
ولی نرفته ای ز خاطرات و از یادم
اسیر زلف بلندت که داده بر بادم
نشان کوی تو را در کجا بجویم من؟
غم نبود تو را پس چگونه گویم من؟
خمار باده لب های توست ، لب هایم
اسیر مستی اندوه توست ، شب هایم
اسیر چشم خمارت ، دو چشم محزونم
هزار تکه شده ، این دل پر از خونم
شود دوباره بیایی شبی به بالینم؟
شود که رحم نمایی به قلب غمگینم؟
قسم به تلخی دوری ، قسم به تنهایی
بگو فرشته ی زیبا ، بگو که اینجایی
فدای خنده ی شیرین مانده در قابت
فدای نام تو باشد ، وجود محرابت
محراب قلی پور