بسم الله الرحمن الرحیم
هو
محراب قلی پور ، شاعر ، روان شناس ، مولوی پژوه ، حافظ پژوه و مفسر عرفان اهل مازندران است. علاقه ی او به مباحث عرفانی ، از دوران نوجوانی و با مطالعه ی آثار مولانا و مقالات شمس تبریزی شکل گرفت و پس از آن مشغول تهذیب نفس شد.
فلسفه و عرفان نظری
پس سالها جست و جو و آشنایی با مکتب های سلوکی متعدد ، سرانجام در رویای مبارکی ، خدمت علامه حسن زاده آملی(ره) می رسند و حضرت علامه به ایشان دستوراتی می دهند از جمله این که باید جلسات عرفان نظری را آغاز کنی و معرفت الهی کسب نمایی تا راه باز شود. همچنین ایشان را از فرقه ای که به آن متمایل شده بودند بر حذر می دارند و محراب قلی پور نیز از آن فرقه جدا می شوند.
محراب قلی پور ، پس از این رویای مبارک ، با مکتب الهی و عرشی علامه حسن زاده (ره) آشنا شده و وارد مباحث توحیدی و الهی می گردند و از شراب روح بخش علمی استادشان می نوشند.
درباره یکی از تشرفات خود به محضر علامه چنین فرمودند : « مدتها بود در فکر بودم که بسیاری از اساتید عرفان گفته اند که وقتی عارف از دنیا می رود ، تسلطش بر روی شاگردان بیشتر می شود و این مسئله ذهن مرا درگیر کرده بود تا اینکه در یکی از مبارک رویاهایی که به محضر حضرتشان مشرف شدم ، همین سوال را از ایشان پرسیدم که چگونه وقتی استاد از دنیا می رود ، تسلطش بر روی شاگردان بیشتر می شود؟ ایشان پاسخ دادند : همینگونه که اکنون من و تو داریم با هم راه می رویم در حالی که من از دنیا رفته ام. ( نقل قریب به مضمون ). »
تفسیر قرآن و جلسات اخلاق
پس از این ، دوره ی تفسیر قرآن را با خوشه چینی از مائده ی الهی تفسیر المیزان و جلسات تفسیر قرآن علامه جوادی آملی آغاز کرد.
همچنین در جلسات اخلاق حضرت علامه جوادی آملی شرکت نمود تا از رهنمودهای آن مرد متخلق به اخلاق الهی بهره مند گردد.
ایشان درباره ی علامه جوادی چنین می نویسند: « شیخناالاستاد ، علامه جوادی آملی ، حقیقتا وارث مکتب تفسیری و اخلاقی استاد خود یعنی علامه طباطبایی می باشند و از نوادر دوران و افتخارات جهان اسلام به شمار می روند. هر چند ما کجا و توصیف ایشان کجا؟»
علامه طباطبایی و فلسفه
محراب قلی پور درباره ی ارادت خود نسبت به علامه طباطبایی(ره) فرمودند:
« مکتب علامه حسن زاده (ره) ، همان مکتب عرفانی حضرت علامه طباطبایی(ره) است و حقیر پس از آشنایی با این مکتب چنان شیفتگی نسبت به علامه طباطبایی(ره) پیدا کردم که تا مدتها به هر کجا که نظر می کردم ، جمال مبارک ایشان را می دیدم و پس از آن شروع به مطالعه ی آثار آن مرد کبیر کرده و برخی از دستورات ایشان را در متن سلوک خود پیاده نمودم و همچنین کتب بدایه و نهایه را با توسل به خود ایشان فراگرفتم و الحمدلله روح ایشان مدد رسان سالکین است تا مطالب را به خوبی فرا بگیرند و مطلوب خود برسند »
سلوکی الهی و عرفان
تا اینکه سرانجام به آرامِ دل و جانِ خویش رسید؛
به پیر طریقتی که سالها در طلبش بود.
ایشان استاد سلوکی خود را بنا بر مصلحتِ سلوکی، نه از باب معرفی شخص، بلکه به عنوان نامی سلوکی میخوانند و از تعیین نام حقیقی در این مقام پرهیز دارند.
این نام، تعبیری رمزی و درونسلوکی است و ناظر به مقام تربیتی است، نه معرفی هویت بیرونی.
از اینرو، در متون خویش از استاد خود با این نام یاد میکنند:
«پیر طریقت ما، شمس حقیقت ما، حضرت سید شمسالدین محمد قائمِ مشرقی (روحی فداه)»
محراب قلیپور در توصیف استاد سلوکی خویش چنین مینویسد:
«سلام بر آن نوری که وجودِ ظلمانیِ ما را روشنی بخشید،
و شمسی که چون از مشرقِ جانِ سوختگان طلوع کرد،
شبِ درازِ عاشقان را به سحرِ وصال مبدل ساخت.
سلام بر آن آتشی که افتاد و سوزاند،
نه تن را، که پردههای حجاب را؛
و حجابها یکی پس از دیگری سوختند
تا چشم، طاقتِ دیدنِ بیواسطه یافت.
سلام بر تو ای راه شریعت، پیر طریقت و شمس حقیقت
سلام بر تو ای شمسالدین محمد قائمِ مشرقی (روحی فداک).»
جلسات
تا کنون از استاد محراب قلی پور جلسات راز خاموش که تفسیر عرفانی اشعار مولاناست ، شمس حقیقت که تفسیر عرفانی یکی از غزلیات علامه حسن زاده است و همچنین ، جلسات جهاد با نفس منتشر گردیده است.
در میان این جلسات ، جلسات راز خاموش به صورت کامل کامل منتشر گردیده و سایر جلسات در دست انتشار است.
البته جلسات دیگری همچون تفسیر غزلیات حافظ یا شرح جامع منازل السائرین را نیز برگزار کرده اند لکن تا کنون منتشر نشده است.


