میرزای غریب

نشر آثار ادبی و عرفانی محراب قلی پور

میرزای غریب

نشر آثار ادبی و عرفانی محراب قلی پور

مشخصات بلاگ
میرزای غریب

بسم الله الرحمن الرحیم

هــــــــــــــــــو

نشر آثار ادبی و عرفانی محراب قلی پور

۱ مطلب در دی ۱۴۰۴ ثبت شده است

بسم الله الرحمن الرحیم

 

هو

تفسیر اجمالی غزل بگریز ای میر اجل

 

 

بیت اول:

بگریز ای میر اجل ، از ننگ ما ، از ننگ ما

زیرا نمی دانی شدن ، همرنگ ما همرنگ ما

 

الحمدلله رب العالمین

و اما بعد ، برخی از مفسرین ، میر اجل را به معنای فرشته ی مرگ و برخی به معنای شیفتگان قدرت در نظر گرفته اند. مولانا در این بیت می گوید : ای میر اجل ، راهی که ما برای خود بر گزیدیم ، راه عشق است و راه عشق همراه با رسوایی و خانه خرابی است لکن تو این مسئله را درک نمی کنی.

اگر میر اجل را ، فرشته در نظر بگیریم ، درک نکردن او به این خاطر است که فرشتگان ، صعود و سقوط ندارند و همیشه در همان مرتبه ای که هستند می مانند. اما اگر میر اجل را به معنای شیفتگان قدرت و امیران و حاکمان در نظر بگیریم ، درک نکردن آنها به علت غرق شدن در حرص و طمع و شهوت رانی است.

 

بیت دوم:

از حمله های جند او ، وز زخمه های تند او

سالم نماند یک رگت ، بر چنگ ما ، بر چنگ ما

 

بدان ای میر اجل که در راه عشق ، باید از همه چیزت بگذری زیرا این معشوق ما چنان بر تو حمله خواهد کرد و با سپاهیان عشق چنان بر تو یورش خواهد آورد که حتی یکی از رگ هایت سالم نخواهد ماند.

 

بیت سوم:

اول شرابی درکشی ، سرمست گردی از خوشی

بی خود شوی آنگه کنی ، آهنگ ما آهنگ ما

 

اگر می خواهی وارد صراط عشق و سلوک الهی گردی ، اول باید جلوه ای از حق تو را مدهوش خود کند تا از باده ی عشق او سر مست گردی ، آنگه تاب و تحمل این مسیر را پیدا کنی.

اول باید ، یقظه ای در تو حاصل گردد که اول منزل عرفان است تا هوس این راه تو را به سوی خود بکشد و تا زمانی که از شراب یقظه ننوشی ، راه به جایی نمی بری.

 

بیت چهارم:

زین باده می خواهی برو ، اول تنک چون شیشه شو

چون شیشه گشتی بر شکن بر سنگ ما بر سنگ ما

 

حال اگر طالب این شراب هستی ، اول باید وجود کاذب خود را با ریاضت نازک کنی تا قابلیت قربانی کردن نفس در تو پدید آید ، سپس به دست انسان کامل ، نفس تو قربانی می شود و تو زنده به حیات الهی خواهی شد و چیزی از وجود حیوانی و کاذب در تو نمی ماند.

 

بیت پنجم:

هر کآن می احمر خورد ، با برگ گردد بر خورد

از دل فراخی ها برد ، دلتنگ ما دلتنگ ما

 

اما بدان که هر کس از این شراب الهی بنوشد ، از فیوضات الهی بهره مند خواهد شد و خداوند به او شرح صدر عطا خواهد کرد و دلتنگی های او را برطرف خواهد نمود.

 

بیت ششم:

بس جره ها در جو زند ، بس بربط شش تو زند

بس با شهان پهلو زند ، سرهنگ ما سرهنگ ما

 

کسی که از این شراب بهره مند گردد ، زین پس می تواند کوزه ی وجود خود را در نهر بهشتی زند و از آن شرابهای الهی سیراب گردد و از این نعمت عظیم دائما در طرب است و در سرای حق و حقیقت پادشاهی و سلطنت می کند. پهلو زدن با شهان کنایه از برابری با آنان است لکن در حقیقت عارفان الهی حتی پادشاهان را به سگبانی درگاه خود نیز راه نمی دهند چرا که مقام پادشاهی در برابر مقام آنها هیچ اندر هیچ است.

 

بیت هفتم:

ماده است مریخ زمن ، اینجا در این خنجر زدن

با مقنعه کی تا شدن در جنگ ما در جنگ ما

 

بدان ای عزیز من که به باور قدما ، مریخ نماد جنگ و جنگ آوری است. در این بیت مولانا می فرماید که در این طریقی که ما می رویم ، حتی خدایان جنگ نیز مانند زنان که در میدان جنگ شرکت نمی کنند ، جرات پیکار در راه عشق را ندارند.

 

بیت هشتم:

گر تیغ خواهی تو ز خور ، از بدر برسازی سپر

گر قیصری اندر گذر از زنگ ما از زنگ ما

 

ای مدعی ، بدان که اگر تیغ تو خورشید باشد و سپر تو ماه باشد و خودت در جنگ آوری مانند قیصر روم باشی ، باید حتی از غلامان راه عشق نیز حذر کنی زیرا غلام زنگی راه عشق نیز از هزاران جنگ آور شما برتر و بهتر است زیرا او در راه عشق خونین حق مشغول جانبازی و پاکبازی است نه در راه دنیا و قدرت و شهوت.

 

بیت نهم:

اسحاق شو در نحر ما ، خاموش شو در بحر ما

تا نشکند کشتی تو در گنگ ما در گنگ ما

 

در راه عشق باید مانند اسحاق قربانی شوی. بدان ای عزیز من که در باور مسلمانان ، حضرت اسماعیل ذبیح بود و نه اسحاق پیامبر. اسحاق در باور یهودیان ذبیح است که صد در صد غلط است.

البته خود مولانا در مثنوی ، اسماعیل نبی را ذبیح می داند و نه اسحاق را. لکن هر چه که هست ، ایشان می خواهند بفرمایند که در راه عشق باید آماده ی قربانی شدن بشوی و در این دریای عشق ، همه ی وجودت را محو کنی که مبادا با خود بینی ، در این دریای بیکران عشق نابود بشوی.

 

والحمدلله رب العالمین

محراب قلی پور (میرزای غریب)

جمادی الثانی 1447

 

تفسیر غزل پنجم دیوان شمس

 

 

  • میرزای غریب